مقدمه نوشتار
کلمات در قرآن اعجاز آن است تفکر در جملات کوتاه آیات مربوطه راز مهمی را برملائ میکند. چرا خداوند این کلمات کلیدی را در آیات بیان میکند به این دلیل است که علم که خودش خالق آن است موضوع را روشن میکند. وسع ربي كل شيء علماً خداوند علمش بر هر چیز احاطه دارد.منظور علم هم دانستن کلیه اطلاعات ساختاری و سرگذشت حال، گذشته وآینده وبه تعبیر امروزی علوم طبیعی که بیان گر این موضوعات است. تحولات درون جنین وکلمات علقه و مضغه وغیره هیچ ارتباطی با جنین و رحم ماده و زن ندارد. خداوند از خلق اولیه آنها در زمین و شروع به تکامل برای ما انسان ها میفرماید وما همه این ها را به حال و در رحم تفسیر کرده ایم. از آنجائیکه بحث نطفه و تفسیر آن به آب مرد و خلقت انسان پایه بحث است اذهان به درون رحم و جنین کشانده شده و این ذهنیات بر تمامی تصورات ما در آیات خلقت انسان تاثیر گذاشته است. مثلا ظلمات ثلاثه را لایه های تاریک سه گانه جدار رحم تصور کرده ایم و بطون امهات را هم رحم مادران به تصویر ذهن سپرده ایم واز اصل آیات فاصله باور نکردنی ساخته و پرداخته ایم و اعتبار آیات متشابه را از علمیت انداخته ایم
مقدمه نوشتار
کلمه مائ در قرآن به معنی همین آبی است که ما مینوشیم وحیات موجودات زنده به آن بستگی دارد. هیچ جای قرآن به آب به عنوان نطفه اشاره نشده واین تخیلات ذهنی ما است .اصل آیات با تفسیر آیات فرق میکند. نقش آب در پیدایش اولیه حیات موضوع مهمی است که فکر دانشمندان زیست شناسی و زمین شناسی را به خود مشغول داشته است. دانشمندان چگونگی پیدایش عناصر شیمیائی در زمین را نمی دانند و نظریه ای که در این ارتباط ارائه شده سند یت علمی ندارد و صرفا یک نظریه خام است. باور بر یک نظریه خاص در پیدایش زمین تاثیر مستقیمی بر چگونگی پیدایش عناصر شیمیائی در زمین دارد. در مقاله پیدایش زمین و تئوری جدید از نظر قرآن به دو نظریه مهم پرداخته ام . آنچه که به این نوشتار برمیگردد روند پیدایش ملکول آب و سایر عناصر اصلی ساختار تشکیلاتی حیات است. نظریه های متعددی در پیدایش حیات پس از آزمایش اوری و میلر ارائه شده است که همه روند تکاملی نظریه پیدایش حیات را داشته است
مقدمه نوشتار
کلمه مائ در قرآن به معنی همین آبی است که ما مینوشیم وحیات موجودات زنده به آن بستگی دارد. هیچ جای قرآن به آب به عنوان نطفه اشاره نشده واین تخیلات ذهنی ما است .اصل آیات با تفسیر آیات فرق میکند. نقش آب در پیدایش اولیه حیات موضوع مهمی است که فکر دانشمندان زیست شناسی و زمین شناسی را به خود مشغول داشته است. دانشمندان چگونگی پیدایش عناصر شیمیائی در زمین را نمی دانند و نظریه ای که در این ارتباط ارائه شده سند یت علمی ندارد و صرفا یک نظریه خام است. باور بر یک نظریه خاص در پیدایش زمین تاثیر مستقیمی بر چگونگی پیدایش عناصر شیمیائی در زمین دارد. در مقاله پیدایش زمین و تئوری جدید از نظر قرآن به دو نظریه مهم پرداخته ام . آنچه که به این نوشتار برمیگردد روند پیدایش ملکول آب و سایر عناصر اصلی ساختار تشکیلاتی حیات است. نظریه های متعددی در پیدایش حیات پس از آزمایش اوری و میلر ارائه شده است که همه روند تکاملی نظریه پیدایش حیات را داشته است
مقدمه نوشتار
کلمات در قرآن اعجاز آن است تفکر در جملات کوتاه آیات مربوطه راز مهمی را برملائ میکند. چرا خداوند این کلمات کلیدی را در آیات بیان میکند به این دلیل است که علم که خودش خالق آن است موضوع را روشن میکند. وسع ربي كل شيء علماً خداوند علمش بر هر چیز احاطه دارد.منظور علم هم دانستن کلیه اطلاعات ساختاری و سرگذشت حال، گذشته وآینده وبه تعبیر امروزی علوم طبیعی که بیان گر این موضوعات است. تحولات درون جنین وکلمات علقه و مضغه وغیره هیچ ارتباطی با جنین و رحم ماده و زن ندارد. خداوند از خلق اولیه آنها در زمین و شروع به تکامل برای ما انسان ها میفرماید وما همه این ها را به حال و در رحم تفسیر کرده ایم. از آنجائیکه بحث نطفه و تفسیر آن به آب مرد و خلقت انسان پایه بحث است اذهان به درون رحم و جنین کشانده شده و این ذهنیات بر تمامی تصورات ما در آیات خلقت انسان تاثیر گذاشته است. مثلا ظلمات ثلاثه را لایه های تاریک سه گانه جدار رحم تصور کرده ایم و بطون امهات را هم رحم مادران به تصویر ذهن سپرده ایم واز اصل آیات فاصله باور نکردنی ساخته و پرداخته ایم و اعتبار آیات متشابه را از علمیت انداخته ایم
مقدمه نوشتار
بسیاری از تفاسیر آیات متشابه که با علوم طبیعی سر و کار دارد در زمانی حدود 1300 سال قبل و بر اساس برداشت های علمی آن زمان برشته تحریر در آمده و ما سالیان دراز بر آن باور نشسته ایم و به فکر خودمان رسوخ نمی کند که آیات متشابه دارای ظاهر است و باطن و فراموش کرده ایم که در قرآن آیه ای داریم بنام آیه متشابهات که خداوند به ما تذکرمیدهد که به هوش باشید که آیات قرآن دو نوع است محکمات که اصل و پایه قرآن بر آن قرار دارد. آیاتی هم هستند بنام متشابهات که تاویل دارد. محکمات تفسیر میخواهد و اصول فقهی ما بر آن بنا شده شان نزول دارد، تاریخچه دارد، توحید، نبوت، معاد و غیره ولی آیات متشابه تاویل دارد ولی تفسیر ندارد و تاویل آن با علوم طبیعی امکان پذیر است ظاهر آیه مطلوب بیان قرآن نیست. متشابهات با روشن شدن دلیل علمی آن برای بیان حقانیت خداوند و استحکام محکمات است. آیا با خودمان فکر نکرده ایم که ممکن است گذشتگان که آن آیات را تفسیر کرده اند و با دانش روز تفسیر کرده اند با زمان امکان تغییرات دیدگاه های علمی در طول زمان میرود و علم در اوج شکوفایی خود است و ضرورت دارد به روز رسانی شود. اگر تحجر و تعصب ما بگذارد دنیایی از مفاهیم علمی از پس پرده نظرات کهن خود را نشان میدهد. بدون پیش داوری و با تفکر در آیات و دانستن علم روز موضوع آیه مفاهیم روشن میشود. قرار مکین از این جمله آیات است. امتحان کنیم خداوند با زبان علم با ما سخن میگوید وعلم هم مخلوق خدا است و اینکه برخی میفرمایند علم در دین کاربردی ندارد کاملا اشتباه است. برای فرد گوینده کاربرد ندارد زیرا ستون فقرات تفکرات و باور های او در هم میریزد و او حاضر نیست به باور کهنش لطمه وارد شود.
مقدمه نوشتار
بشر از زمان های بسیار قبل از روش شبیه سازی برای تکثیر گیاهان استفاده کرده است یک قطعه کوچک قلمه یک درخت غول پیکر را در خاک مساعد فرو کنید، شما یک عمل شبیه سازی را انجام داده اید. مکانیسم شبیه سازی در اولین جاندار شبیه سازی شده در سال 1997 گوسفند دالی با قلمه یک درخت از یک فرمول و روش یکسانی تبعیت می کنند. دلیل آن در کجا است و چه عاملی این ساماندهی را انجام می دهد. شناخت درست از عملکرد دی.ان.ای و اران.ای و نحوه تحولات و ساخت و ساز ها و ابزار های مورد استفاده می تواند ما را به بر نکات پیچیده و نا مفهوم در مرکز این عملیات که ژنوم موجودات زنده است راهنمائی کند. اینکه ما شبیه سازی را خلق نام گذاری کنیم و در جایگاه روح در بدن انسان و زمان نفخت من روحی از تخیلات ذهنی گذشتگان که با آیات قرآن تناقص دارد استفاده کنیم بر نوع شناخت ما به علم ژنتیک و پشت پرده تحولات آن اثر می گذارد. در این نوشتار می خواهم تلفیقی از علم ژنتیک و روح از نظر قرآن و سامان دهی تحولات شبیه سازی توسط روح ارائه دهم.
مقدمه نوشتار
خلقت موجودات زنده و آدم به عنوان اولین انسان تکامل یافته فکری و عقلی روی زمین در ملل مختلف با افسانه های شبیه اسطوره ها و به قول قرآن اساطیر الاولین، افسانه های دروغین مطرح شده است. من در این نوشتار با دو نوع طرز تفکر در تکامل موجودات و آدم که ذهن ما مسلمانان را به خود مشغول داشته و هنوز نتوانسته ایم به نظر واحد نسبت به درک آیات قران برسیم می پردازم. دلیل اینکه در مورد خلقت انسان و هفت آسمان که مجموعه حیات در زمین است اختلافات زیادی دامن گیر آیات متشابه قرآن شده که اکثریت آنها به پدیده حیات اشاره کرده اند، توقف طرز تفکر ما از صدر اسلام تا کنون است. آیات قرآن به طور بسیار واضح مطالب را بیان فرموده، از آنجائیکه ما در ذهن خود به یک باور کهن رسیده ایم و حاضر نیستیم از آن باور دست بر داریم و نسبت به آن تعصب داریم ، آیات متشابه قرآن را به نفع تصورات ذهنی خود تفسیر می کنیم. گذشتگان صدر اسلام و قرن ها بعد که اساس تفسیر خود را بر پایه امثال ابن عباس بنا گذاشتند برای ما محترم هستند ولی آنها بر اساس ذهنیت حاکم در آن دوران تفسیر کردند و ما همه آنها را بدون تغییر بر باور خود نشانده ایم و با تعصب بر آن ها پافشاری می کنیم و برای توجیه خود انگشت اتهام را به سوی علوم طبیعی گرفته ایم که نظریه ها در حال تغییر هستند و قابل استناد نیستند، بنابراین علم در دین کاربرد ندارد. غافل از آن هستیم که گذشتگان ما با برداشت های حاکم در آن دوران (علم روز) آیات متشابه را تفسیر کردند. برداشت های حاکم در آن دوران در اخترشناسی بر نظریه بطلمیوس یا زمین مرکزی و در خلقت موجودات زنده و انسان بر فرضیه ثبوت انواع یا فیکسیسم استوار بود و تفاسیر آیات متشابه هم بر همین فرضیه های حاکم بنا شد. بر اساس این فرضیه تمامی جانداران به همین صورت و شکل که دارند مستقل خلق شدند یعنی به صورت خلق الساعه پدیدار شدند و آدم هم مطابق داستان های مطرح شده در تورات چنین خلق شد ، خداوند ملائکه را فرمود بروید گل بیاورید می خواهم با دستان خودم آدم را از گل خلق کنم به جزئیات داستان ها نمی پردازم نکاتی که بر باور بسیاری از تفسیر کنند گان فعلی قرار گرفته را خلاصه عنوان میکنم. خداوند با خاک گل درست کرد و گذاشت گل ور بیاید و متعفن و بدبو شود و با آن هیکل آدم را ساخت و گذاشت خشک شود و سپس در آن روح دمید و آدم زنده شد و حوا را هم از یک تکه گل آدم خلق کرد. این تفکرات همه از اسرائیلیات بر باور ما نشسته و آثار آن هم در ترجمه و تفسیر ها آشکار است. من از دیدگاه نظر گذشتگان به آیات قرآن نگاه نمی کنم و علوم طبیعی و آیات متشابه را به عنوان مستندات نظر خودم بیان میکنم. بحث ما تکامل داروین و تکامل قرآن است و مبنای مقایسه هم آیات قرآن، علم زیست شناسی و پیدایش حیات است. نظریه تکامل داروین در جزئیات نارسایی فراوان دارد ولی در کلیات مورد تایید علم است. من سه اصل تکامل را در مد نظر دارم وباید در روند یررسی به آن برسیم
خلقت انسان از نطفه و واقعیت علمی آن
امروزه بیوشیمست ها در زمینه چگونگی پیدایش حیات در کره زمین سعی میکنند با ارائه نظرات جدید معمای بزرگ ناشناخته را بکمک بررسی های علمی حل نمایند الکساندر ایوانف اوپارین دانشمند زیست شناس معروف روسی اولین ماتریالیست بود که با بررسی ها ونظرات علمی خوددر سال 1946 سعی نمود مسئله پیدایش حیات در زمین را وارد حوزه علم نماید.نظرات وی بیشتر جنبه ماتریالیستی وضد فلسفه آفرینش توسط قدرت مافوق طبیعت است.مرکز ثقل نظریه او که تمامی فعالیت های علمی اورا در این راستا شامل میشد.چگونگی پیدایش اولین سلول زنده از میان طبیعت وبراساس روش های علمی یا قوانین طبیعت است.مهمترین نکات این نظریه عبارتند از :
1- حیات مانند سایر پدیده های طبیعی از طبیعت مادی است بعبارتی از ماده بی جان منشائ گرفته است وهیچ نیروی معنوی که با ماده همخوانی ندارد واز طریق ماده قابل فهم نیست در آن دخالتی ندارد .منظور خود بخود واتفاقی
2-حیات زمانی میتواند ایجاد شود که از نقطه ای مادی شروع وبه حرکت خود به جلو ویا بسمت پدیده پیشرفته تر ادامه دهد .حیات نمیتواند بدون مقدمه وناگهانی ایجاد شود.اصطلاحا دوره تکامل را باید طی کند .
3-در یک زمان مشخص از دوره پیدایش زمین میبایستی مواد اولیه طبیعی ساختارحیات در شرایط لازم ایجاد شود مانند کربن آب آمونیاک وغیره وبه مقدار فراوان –مواد اولیه سلول زنده اولیه
پایه واساس نظریه های پیدایش حیات در کره زمین بر اساس نظریه او شکل گرفت و وارد حوزه علم وبررسی قرار گرفت
معروفترین دانشمندان زیست شناسی در باره نظریه اوپارین مطالب زیررا بیان داشتند ومن میخواهیم در پایان از این نظرات مطلب خودم را در اثبات نظریه قرآن بیان کنم. باید اذعان کنیم که آزمایشات وبررسی های علمی انجام شده بسیاری مورد تائید علم قرار گرفته است.البته در موضوع خاص مورد بررسی.
مقدمه نوشتار
کلمه جن به معنی پدیده پوشیده از حواس انسان است .تا زمانی که ناشناخته است جن است.درفرهنگ ملل مختلف دارای معانی متفاوتی است در ایران قبل ازاسلام مترادف بود با دیو وپری وپس ازاسلام این کلمه جای خود را به جن داد. قبل از ظهوراسلام اعراب بادیه نشین درسفرهای طولانی وبیشتر درشب ها به پدیده های ترسناک وناشناخته جن واجنه میگفتند وبرای توجیه آنها دست به تصورات ذهنی وخرافات میزدند.مثلا موجوداتی که شب ها بدون دیدن وشناختن به انسان لطمه میزد مانند ماروعقرب را جن مینامیدند .سگ سیاه بطور مثال به دلیل بدن سیاه درشب وتاریکی مطلق بیابان های عربستان که فقط چشمان ان پیدا بود را جن وشیطان میدانستند .چند ماه پیش شیخ العلمائ وهابی فتوا صادر کرد که سگ های سیاه را بکشید که شیطان هستند.هنوزهم آن خرافات درآن دیاررواج دارد .جن را موجودی مستقل ازانسان میدانستند که زنده هستند ودارای قدرت فوق العاده وچنان قدرتی داشتند که میتوانستند به آسمان ها بالا بروند وسخنان خداوند را جاسوسی کنند. با انسان ازدواج میکردند واولاد وهمسرداشتند وامثالهم .این خرافات بعد از ظهور اسلام در تفاسیرآیات متشابه جن وجان تاثیر خود را گذاشت وامروزه نظر گذشتگان وبرداشت آنان درآن زمان برتمامی ترجمه ها وتفاسیر سایه افکنده است
سوره جن درقرآن آیاتی دارد که مفسرین محترم با همان دید کهن مربوط به هزارسال قبل آنرا تفسیر میکنند .هدف این نوشتاربا استناد به تفسیرقرآن به قرآن ورهنمود علامه طباطبائی وپیشنهاد طبق روش سوم ایشان، رفع ابهامات وخرافات در باره جن وجان است .از این دید به بررسی ایات قران پرداختم ومطالب مستند وجالبی درباره جن وجان ونظر قرآن درباره آنها کشف کردم که به حضورعلاقمندان وبرای رهائی از خرافات وشبهات دامنگیرآیات مربوطه ارائه میگردد .
صلب به معنی سخت وترائب که از مشتقات کلمه ترب به معنی خاک است مفهوم نرم را میدهد .این دو کلمه در قران مترادف است با کلمات حما مسنون وصلصال.صلصال هم به معنی سخت مانند سفال پخته وحما مسنون توده نرم وسیاه است.این دو کلمات مترادف در حیات اولیه زمین نقش کلیدی بازی کرده اند .در قدیم الایام از آنجائیکه مفسران از مفاهیم این کلمات سر در نیاورده اند آنرا به معنی سخت یعنی استخوان پشت ونرم هم معنی کرده اند .حدود چند دهه است که توده سیاه نرم وبد بو در مفاهیم علمی زیست شناسی جای باز کرده است وامروزه میتوانیم معانی واقعی این دو کلمات مترادف را که یکی از اعجاز قران است درک کنیم . آیات 9 الی 12 سوره فصلت مطالب بسیار مهم و کلیدی در سرنوشت زمین وایجاد حیات را برای دانشمندان روشن میکند .لازم نیست برای تاویل این آیات راه درازی را برای تحقیق طی کنیم .کافی است آیات را مطالعه وکمی عقل خود را بکار بگیریم وکمی هم در باره آنها فکر کنیم وخود را از پیش داوری ها رها نمائیم والبته اطلاعاتی هم از علم زمین شناسی وپیدایش زمین داشته باشیم سپس به مطالعه این ایات بپردازیم تا اعجاز این کلمات برای ما روشن شود
درباره این سایت